ایلیا بلای ما :)
سلام پسر طلای خوشکلم
، این روزها اینقدر بلا شدی که دلم میخواد بخورمت 
جدیدا دوست داری خودت همه کارهات و انجام بدی، خیلی سعی میکنی لباسات و خودت بپوشی ولی هنوز خوب نمیتونی تنت کنی، ولی در یک چشم به هم زدن همه رو راحت از تنت در میاری 
تازگیا علاقه زیادی به پوشیدن لباسای بابا میثم پیدا کردی
مثلا تیشرت های بابا رو تنت میکنی البته فقط سرت و از تو یقش در میاری و بعد گره میخوری توش
مثلا دیشب گیر داده بودی به جوراب بابا هی میخواستی پات کنیم، من و بابایی هم داشتیم باهم صحبت میکردیم خیلی توجه نکردیم و بهت گفتم اینا اندازه شما نیست، شما هم رفتی و مشغول مرتب کردن اسباب بازیات شدی (به روشی که تو پست عکس های 21 ماهگی ایلیا جونی توضیح دادم )، یهو بابا میثم دیدت و از خنده ولو شد رو زمین منم تا دیدمت نتونستم جلوی خودم و بگیرم و حالا نخند کی بخند
جورابا رو به صورت حرفه ای پات کرده بودی و کشیده بودی رو شلوارت و ادامه جوراب هم که برات بزرگ بود رو زمین بود
و شما هم با تعجب به ما نگاه میکردی که چمونه
کلی هم خونه تکونی کرده بودی، یه قالیچه که گذاشته بودم بندازم دور اورده بودی گذاشته بودی کنار شومینه و کلی اسباب بازیهات و جمع و جور کرده بودی و چند تا از ماشین هات و گذاشته بودی تو شومینه 
برای دیدن عکس اقا ایلیا تشریف بیارید ادامه مطلب
خدا وکیلی خنده دار نیست
قیافه متعجب شو بیبینید چه طوری به دوربین نگاه میکنه 
من موندم چه طوری تا اونجا کشیده بالا


......................................................................................................................
اینم پارکینگ جدید اقا ایلیا 

عاشقتم ♥ وروجک
![]()


ایلیا بلای ما :)
